Wednesday, May 7, 2025

خلیج همیشه فارس

برای بیش از دو هزار و پانصد سال، آبراهی که میان فلات ایران و شبه‌جزیره عربستان قرار دارد، خلیج فارس نامیده شده و این نام نه‌تنها در تاریخ، که در حافظه جهانی بشر حک شده است. از متون مورخان یونانی چون هرودوت و استرابو گرفته تا آثار جغرافی‌دانان مسلمان دوران عباسی و نقشه‌های دقیق قرون وسطی و رنسانس اروپایی، همگی به وضوح این پهنه آبی را با نام خلیج فارس ثبت کرده‌اند. استفاده از واژه‌های جعلی مانند “خلیج عربی” تحریف تاریخی است که بیشتر از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، زاده رقابت‌های سیاسی مدرن و جریان‌های قوم‌گرایانه معاصر است. چنین تحریفی نه‌تنها به اصالت فرهنگی و تاریخی ملت ایران لطمه می‌زند، بلکه به وجهه علمی و بی‌طرفی نهادهای بین‌المللی و حتی دولت‌هایی چون ایالات متحده آسیب وارد می‌کند. بطلمیوس، جغرافی‌دان سرشناس سده دوم میلادی، در کتاب “جغرافیا” از عبارت “سینوس پرسیکوس” برای این منطقه استفاده کرده است؛ عبارتی که قرن‌ها در متون علمی، مذهبی و دیپلماتیک باقی ماند. نقشه‌های قدیمی که از شهرهایی چون ونیز و لیسبون به‌جا مانده‌اند نیز همین نام را به‌کار برده‌اند، مانند “Mare Persicum” و “Golfe de Perse”. حتی در دوران معاصر، سازمان ملل متحد و سازمان بین‌المللی هیدروگرافی استفاده از نام خلیج فارس را تنها نام رسمی و معتبر دانسته‌اند و به صراحت، هرگونه نام‌گذاری دیگر را رد کرده‌اند. ارتباط ایران با خلیج فارس تنها به دوران باستان محدود نمی‌شود. ایران نه‌تنها بر کرانه شمالی این آبراه تسلط دارد، بلکه کنترل تنگه استراتژیک هرمز نیز در اختیارش است؛ گذرگاهی حیاتی که بخش چشمگیری از صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند. بنابراین، نام خلیج فارس بازتابی از واقعیت ژئوپولیتیکی امروز نیز هست، نه صرفاً یک یادگار تاریخی. اما تلاش برای جعل این نام از میانه قرن بیستم، به‌ویژه در جریان اوج‌گیری ملی‌گرایی عربی و پان‌عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر آغاز شد. در این چارچوب، برخی دولت‌های عرب حاشیه جنوبی خلیج تلاش کردند با تغییر نام، روایت تاریخی را بازنویسی کنند و حضور نمادین ایران را تضعیف نمایند. این روند، فاقد هرگونه سند معتبر است و حتی از سوی بسیاری از نهادهای رسمی آمریکایی نیز رد شده است. در سال ۲۰۰۴، وزارت خارجه آمریکا استفاده انحصاری از واژه “Persian Gulf” را به همه نهادهای دولتی این کشور ابلاغ کرد، و پنتاگون نیز همواره همین استاندارد را رعایت کرده است. در چنین زمینه‌ای، اگر دونالد ترامپ به هر دلیلی بخواهد این نام تاریخی را قربانی روابط موقت سیاسی با برخی دولت‌های عربی کند، خطایی راهبردی مرتکب شده است. زیرا این کار نه‌تنها مردم ایران را – حتی آن‌ها که با جمهوری اسلامی مخالف‌اند – در برابر آمریکا قرار می‌دهد، بلکه اعتبار علمی و دیپلماتیک ایالات متحده را نیز زیر سوال می‌برد. هیچ کشوری نمی‌تواند داعیه‌دار حقیقت و منطق باشد، اما هم‌زمان، واقعیتی بدیهی و مستند را به میل متحدانش تحریف کند. همچنین، این اقدام یک رویه خطرناک را نهادینه می‌کند که بر اساس آن، نام‌های تاریخی و جغرافیایی نیز ابزار چانه‌زنی سیاسی تلقی می‌شوند. و از نظر محاسبه سیاسی، این کار بی‌ثمر است، زیرا ائتلاف ضدایرانی میان آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس هم‌اکنون نیز شکل گرفته و نیازی به چنین امتیاز بی‌اهمیتی وجود ندارد. خلیج فارس یک نام صرف نیست. سندی زنده از تمدن، نفوذ و هویت یک ملت است که قرن‌ها در متون و نقشه‌ها و وجدان جهانی ثبت شده است. حذف یا تغییر آن، نه از روی قدرت، بلکه از سر بی‌ریشگی و تزلزل خواهد بود. ترامپ که به اقتدار، میراث و موضع‌گیری صریح شهره است، اگر بخواهد اسیر مصلحت‌اندیشی جعلی در نام‌گذاری‌ها شود، نه‌تنها چهره‌ای متناقض از خود ارائه می‌دهد، بلکه بی‌دلیل، احترام تاریخی یک ملت را لگدمال می‌کند. احترام به نام خلیج فارس، احترام به حقیقت و عقلانیت است؛ نه حمایت از رژیم ایران. نباید اجازه داد سیاست، حافظه تاریخی ملت‌ها را تصاحب کند

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...