Monday, June 23, 2025
پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی
پس از حملات ۷ اکتبر حماس علیه غیرنظامیان اسرائیلی، سیاست امنیتی اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی ایران دچار یک دگرگونی راهبردی شد. اگر پیش از آن، تلآویو عمدتاً به سیاست بازدارندگی و اقدامات دفاعی محدود میشد، اکنون وارد فاز جدیدی شده است؛ سیاستی تهاجمی، پیشدستانه، و با هدف صریحِ نابودی زیرساختهای تهدیدآفرین جمهوری اسلامی.
این تغییر موضع، نه بر پایه شعارها، بلکه بر اساس تحلیلهای میدانی و ارزیابیهای امنیتیِ دقیق شکل گرفته است. برای اسرائیل اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است که جمهوری اسلامی نهتنها بهطور لفظی خواستار حذف اسرائیل است، بلکه این هدف را بهطور عملی نیز دنبال میکند.
در طی سالها، تهران با بهرهگیری از بازوان نیابتی خود—حزبالله در لبنان، حماس در غزه، حوثیها در یمن، و یگانهای وابسته به سپاه قدس در سوریه—جبههای چندلایه و فعال علیه اسرائیل ایجاد کرده بود. پس از واقعه هفت اکتبر، این گروهها بهصورت هماهنگ مواضع اسرائیل را هدف قرار دادند؛ اقدامی که از نظر تلآویو نشاندهنده تصمیم قطعی تهران برای وارد کردن ضربهای راهبردی به موجودیت اسرائیل بود. این تهدید، با پیشرفت همزمان برنامههای موشکی و هستهای جمهوری اسلامی، به سطحی غیرقابلچشمپوشی رسیده بود.
در پاسخ به این ارزیابی، اسرائیل به این جمعبندی رسید که دوران سیاست «مهار» به سر رسیده و باید وارد مرحله «ریشهکنی تهدید» شود. مرحله نخست این راهبرد با حذف فیزیکی اکثر فرماندهان ارشد سپاه آغاز شد، و در ادامه با مجموعهای از حملات دقیق به تأسیسات هستهای، پایگاههای موشکی، مراکز فرماندهی نظامی و کارگاههای تولید تسلیحات در عمق خاک ایران پیگیری شد.
در ادامه، سلسلهای از عملیاتهای هدفمند و مبتنی بر اطلاعات دقیق، منجر به کشته شدن دهها نفر از چهرههای کلیدی فرماندهی سپاه شد—از جمله مسئولان یگان موشکی، فرماندهان ارشد نیروی قدس، مقامات اطلاعاتی سپاه و مسئولان عملیاتهای برونمرزی. این حملات در داخل ایران، بدون آنکه جمهوری اسلامی توان مقابله مؤثری از خود نشان دهد انجام شد .
پیام این تحرکات روشن است: اسرائیل دیگر منتظر حملات نیابتی نمیماند، بلکه مستقیماً رأس هرم فرماندهی و ساختار تصمیمگیری نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد. این حملات نهتنها پیام نظامی دارند، بلکه ضرباتی روانی، اطلاعاتی و راهبردی نیز به ساختار قدرت جمهوری اسلامی وارد میکنند.
در واقع اسرائیل تصمیم خود را گرفته است: با یا بدون حمایت مستقیم آمریکا، پروژهی سرنگونی جمهوری اسلامی را دنبال خواهد کرد.
در این چارچوب، سخنان اخیر دونالد ترامپ نیز معنای ویژهای مییابد. او که در دوران ریاستجمهوریاش سیاست «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی را طراحی و اجرا کرده بود، شب گذشته صراحتاً از عملیات اسرائیل حمایت کرد و تأکید نمود که تغییر رژیم در تهران پیششرط تحقق صلح و امنیت پایدار در منطقه است. ترامپ سپاه پاسداران را عامل اصلی بیثباتی خاورمیانه و تهدیدی جدی برای اسرائیل و منافع آمریکا خواند و خواستار تسریع روند فروپاشی این نهاد نظامی-ایدئولوژیک شد.
در ادامه، حمله به نمادهای جمهوری اسلامی، حذف رهبر نظام، و حذف فیزیکی چهرههای مؤثر سیاسی و امنیتی، بهعنوان مرحله بعدی این عملیات تعریف شده است.
در نهایت، باید گفت آنچه اکنون در جریان است، صرفاً یک درگیری نظامی محدود یا مقطعی نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید از یک پروژه چندجانبه برای پایان دادن به حیات جمهوری اسلامی بهعنوان یک تهدید ساختاری برای منطقه است. از تأسیسات هستهای گرفته تا نمادهای قدرت، از فرماندهان میدانی تا مراکز فرماندهی امنیتی – همگی در تیررس هدف راهبردی قرار گرفتهاند.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی
۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساختهاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment