Thursday, March 27, 2025
نگاه به شرق ، اشتباه استراتژیک
ایران سالهاست سیاست «نگاه به شرق» را به امید ایجاد توازن در برابر فشارهای آمریکا دنبال میکند، اما عملکرد چین و روسیه نشان میدهد که حمایت آنها از تهران صرفاً در چارچوب منافع خودشان تعریف شده است و نه یک اتحاد راهبردی واقعی. در ظاهر، مقامات جمهوری اسلامی از روابط با مسکو و پکن بهعنوان اتحاد علیه واشینگتن یاد میکنند، اما شواهد تاریخی و واقعیات میدانی حاکی از آن است که این دو قدرت هرجا لازم بوده، منافع ملی و اقتصادی خود را بر دوستی با ایران ترجیح دادهاند. برای نمونه، در جریان پرونده هستهای ایران طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، روسیه و چین علیرغم روابط نزدیک با تهران، در نهایت به قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه ایران رأی دادند. این رویکرد عملگرایانه نشان میدهد که تهران نمیتواند روی همراهی بیقید و شرط مسکو و پکن حساب کند. حتی تازهترین پیمان بهاصطلاح راهبردی ایران و روسیه که در سال ۲۰۲۵ امضا شد، صراحتاً از تعهدات دفاعی متقابل خالی است و صرفاً روابط موجود را رسمیت میبخشد. به بیان دیگر، هیچ نشانی از یک اتحاد نظامی واقعی در آن دیده نمیشود و تأکیدی است بر اینکه این روابط بیش از آنکه اتحاد باشد، ائتلافی مصلحتی و مشروط است.
روسیه در برخورد با ایران همواره نگاهی فرصتطلبانه داشته است. تاریخ نشان میدهد کرملین هرگاه لازم بوده برای کسب امتیاز از غرب، از کارت ایران استفاده یا حتی آن را قربانی کرده است. به عنوان نمونه، در سال ۲۰۱۰ روسیه حمایت خود از تحریمهای شدیدتر علیه برنامه هستهای ایران (قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت) را به شرط امتیازگیری از واشینگتن اعلام کرد. همچنین در همان دوره، مسکو تحویل سامانه دفاع موشکی اس-۳۰۰ به ایران را بهرغم قرارداد قبلی، به دلیل فشار آمریکا و اسرائیل ممنوع کرد. این اقدامات نشان داد که دوستی روسیه با تهران حد و مرز دارد و در تقابل با غرب، ایران اولین اولویتش نیست. در سالهای اخیر نیز الگوی رفتاری مسکو تغییری نکرده است. روسیه در جنگ سوریه با ایران همکاری کرد، اما همزمان برای حفظ منافع خود با اسرائیل بر سر عدم تداخل حملات به نیروهای ایران در سوریه هماهنگی داشت. تازهترین پیمان ۲۰۲۵ میان تهران و مسکو نیز برخلاف انتظار برخی، هیچ بند دفاعی الزامآوری ندارد و صرفاً تعهد کردهاند که به دشمن یکدیگر کمک نکنند – تعهدی که به روشنی بیان میکند کرملین در صورت حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران، به کمک تهران نخواهد آمد. در واقع، یک کارشناس روابط روسیه و ایران تصریح کرده است که مسکو «نه میتواند و نه خواهد خواست به نجات ایران در تقابلش با آمریکا و اسرائیل بیاید».
فراموش نکنیم که اهداف واقعی روسیه در تقابل با غرب جای دیگری تعریف شده است. جنگ اوکراین میدان اصلی رویارویی مسکو با آمریکا و اروپا بوده و نقش ایران در این معادله فرعی است. روسیه در سال ۲۰۲۲ برای تأمین کمبودهای تسلیحاتی خود متوسل به پهپادهای ایرانی شد و این وابستگی موجب تقویت رابطه دو کشور گردید. اما اکنون با گذشت زمان، مسکو بخش اعظم خواستههای خود در قبال غرب را در اوکراین دنبال میکند. اگر کرملین موفق شود بخشهای اشغالی اوکراین را رسماً ضمیمه خاک خود کند، عملاً سهم خود را در جدال با غرب برداشته است و دیگر دلیلی نمیبیند هزینهی اضافی برای حمایت جدی از ایران بپردازد. واقعیت این است که به گواه تحلیلگران، در سال ۲۰۲۵ روسیه با ارتقای تولید پهپاد داخلی و پیشروی در جنگ، دیگر به اندازه سال اول جنگ اوکراین محتاج کمک نظامی ایران نیست و دست برتر را در اوکراین پیدا کرده است؛ لذا کمک تهران دیگر برایش حیاتی و تعیینکننده بهشمار نمیرود. از سوی دیگر، روسها هوشیارند که هرگونه تقویت بیمحابای توان نظامی ایران میتواند نگرانی جدی شرکای مهمشان مثل عربستان و امارات را برانگیزد. بنابراین در سناریویی که کرملین از تقابل اوکراین به اهدافش برسد، احتمالاً ترجیح میدهد تنش جدیدی با غرب بر سر ایران ایجاد نکند. در مجموع، روابط تهران-مسکو هرچند در ظاهر «استراتژیک» خوانده میشود، اما در عمل روسیه ایران را شریکی درجهدو تلقی میکند که میتوان در معامله با رقبای بزرگ از آن بهرهبرداری کرد. چنانکه ارزش کل تجارت سالانه ایران و روسیه حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار بیشتر نیست و اقتصاد ایران در اندازهای نیست که برای مسکو نقش حیاتی داشته باشد. این در حالی است که کشورهایی مانند ترکیه و امارات هر یک تجارت و سرمایهگذاری بسیار گستردهتری با روسیه دارند و برای کرملین مهمتر از ایران هستند. به بیان صریح، تهران برای مسکو یک مهره در صفحه شطرنج ژئوپلیتیک است، نه یک همپیمان که بخواهد بخاطرش قمار بزرگی با غرب انجام دهد.
در مورد چین نیز وضع کمابیش مشابه است. پکن یک قدرت اقتصادی است که روابطش با کشورها عمدتاً بر پایه تجارت و منافع بازرگانی تعریف میشود، نه تعهدات ایدئولوژیک یا اتحادهای نظامی. چین برخلاف روسیه سعی کرده با همه بازیگران خاورمیانه روابط متوازن داشته باشد؛ از یک سو شریک اقتصادی اصلی ایران است و از سوی دیگر بزرگترین خریدار نفت عربستان سعودی و امارات و حتی دارای روابط رو به رشد با اسرائیل. هدف استراتژیک چین در منطقه حفظ ثبات مسیرهای تأمین انرژی و پرهیز از درگیر شدن در منازعات پرهزینه است. پکن آشکارا اعلام کرده که به دنبال جانشینی آمریکا در خاورمیانه نیست و ترجیح میدهد نقش یک میانجی بیطرف را ایفا کند. نمونه بارز آن میانجیگری چین در آشتی تهران و ریاض در سال ۲۰۲۳ بود که نشان داد پکن بیش از آنکه متحد ایران باشد، به دنبال ثبات منطقهای برای تضمین منافع خویش است. چنین رویکردی به این معناست که چین هرگز خود را متعهد به پشتیبانی تمامقد از ایران در برابر غرب نمیبیند. حتی در شورای امنیت نیز هرگاه اقتضا کرده، چین به فشارهای بینالمللی علیه تهران تن داده است. به عنوان مثال، پکن در قطعنامههای تحریمی سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰ علیه ایران همراه آمریکا و اروپا رأی داد و بدینترتیب نشان داد که در مسائلی مانند عدم اشاعه هستهای، حاضر است تهران را تحت فشار قرار دهد. این حقیقت که چین و روسیه خود از بانیان تحریمهای سازمان ملل بودند، بهخوبی نشان میدهد ادعای «وتوی قطعی هر قطعنامه علیه ایران» از سوی این دو، افسانهای بیش نبوده است
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی
۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساختهاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment