Wednesday, March 26, 2025
کره شمالی، آخرین اشتباه آمریکا در اتمی شدن .درسی که دیگر تکرار نخواهد شد
برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران، که قرار بود نماد قدرت و اقتدار ملی معرفی شود، امروز به تهدیدی حیاتی برای خود نظام تبدیل شده است؛ تهدیدی که محصول یک راهبرد غلط، فقدان عقلانیت راهبردی، و اصرار بر شعارهایی پوچ در برابر واقعیات بینالمللی است. پرونده ایران اکنون دقیقاً در همان مسیری قرار دارد که کره شمالی از دهه ۹۰ میلادی آغاز کرد
تجربه کره شمالی برای آمریکا بهعنوان یک شکست تاریخی ثبت شده است. در سال ۱۹۹۴، دولت بیل کلینتون با هدف مهار فعالیتهای پلوتونیومی پیونگیانگ، توافق «چارچوب توافقشده» را امضا کرد. این توافق چند سال دوام آورد، اما از سال ۲۰۰۲ و در دولت بوش، کره شمالی متهم به غنیسازی اورانیوم شد، از پیمان NPT خارج گردید و نهایتاً در سال ۲۰۰۶ نخستین آزمایش هستهای خود را انجام داد. امروز، کره شمالی زرادخانهای کوچک از کلاهکهای اتمی دارد و هیچکس حتی نمیتواند درباره خلعسلاح آن سخن بگوید. از نگاه نهادهای امنیتی آمریکا، این نه فقط شکست یک توافق، بلکه فروپاشی کامل سیاست مهار تدریجی بود. مقامات آمریکایی در نتیجه این تجربه، قاطعانه معتقدند این سناریو در قبال ایران نباید تکرار شود.
اما جمهوری اسلامی، مسیر کره شمالی را با منطقی نادرست و بدون ابزارهای حمایتکننده ادامه داده است. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، بهجای ورود به یک بازنگری استراتژیک، حکومت تصمیم گرفت همه ظرفیتهای هستهای را با سرعت احیا و توسعه دهد. امروز طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سطح غنیسازی ایران به ۶۰ درصد رسیده و زمان گریز هستهای به چند هفته کاهش یافته است. در عمل، حکومت ایران کشور را در آستانه یک جنگ قرار داده، بدون آنکه کوچکترین آمادگی سیاسی، اقتصادی یا نظامی برای آن داشته باشد.
در همین بستر بحرانی، دونالد ترامپ در مارس ۲۰۲۵ نامهای رسمی به رهبر جمهوری اسلامی فرستاد و بهصراحت اعلام کرد ایران دو ماه فرصت دارد تا مذاکراتی جدی و بدون بازیهای دیپلماتیک را بپذیرد. پیام روشن بود: یا توافق، یا رویارویی. این نامه با هماهنگی کامل آمریکا، اسرائیل، امارات و عربستان تنظیم شد و در حالی به تهران رسید که همزمان رزمایشهای نظامی با تمرکز بر حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران در جریان بود. تسلیح اسرائیل به بمبهای سنگرشکن، حضور B-52 در منطقه، و آمادگی اسرائیل برای حمله یکجانبه، همگی بهروشنی نشان میدهد که تهدید نظامی اینبار نه تبلیغاتی، بلکه اجرایی و جدی است.
پاسخ نظام به این تحول سرنوشتساز، چیزی نبود جز تکرار همان شعارهای قدیمی و تکراری : مذاکره تحت فشار ممنوع است، دشمن نمیتواند هیچ غلطی بکند، و ما راه خود را ادامه میدهیم. رهبر جمهوری اسلامی، در سخنرانی پس از دریافت نامه، مذاکره را فریب دانست و دستور تداوم راهبرد تقابل را داد. اما هیچکس نگفت که ادامه این راه، نه قدرت میآورد، نه بازدارندگی، و نه مشروعیت؛ تنها چیزی که به همراه دارد، منزویتر شدن ایران، عمیقتر شدن بحران اقتصادی، و نزدیکتر شدن خطر برخورد نظامی است.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی در موقعیتی نیست که بتواند در یک جنگ تمامعیار از خود دفاع کند. اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است، ذخایر ارزی تحلیل رفته، مردم زیر فشار تورم و فقر خرد شدهاند، و سپاه پاسداران بیشتر درگیر سرکوب داخلی و کنترل قدرت سیاسی است تا آمادگی نظامی واقعی. در چنین شرایطی، شعار مقابله با آمریکا و اسرائیل، چیزی جز خودفریبی نیست. ادامه پروژه هستهای در این سطح، نه از روی قدرت، بلکه از روی بیپشتوانگی عقلانی است؛ نوعی فرار به جلو برای نظامی که جز بحرانآفرینی چیزی در کارنامهاش نمانده است.
اسرائیل اعلام کرده است که اگر ایران حتی به آستانه توانایی ساخت بمب برسد، بدون هماهنگی با هیچکس، حمله خواهد کرد. آمریکا نیز نشان داده است که اینبار قصد ندارد مانند کره شمالی نظارهگر باشد. در چنین شرایطی، سکوت و انفعال جمهوری اسلامی نه از موضع قدرت، بلکه نشانه ضعف مطلق، سردرگمی و ناتوانی در تصمیمگیری است. حکومت حتی نمیتواند صادقانه به مردمش بگوید که چه چیزی را دنبال میکند: برق هستهای؟ بازدارندگی؟ یا فقط بازی با آتش برای بقا؟
با توجه به تجربه کره شمالی، جهان دیگر قصد ندارد اجازه دهد کشوری به آستانه هستهای برسد و بعداً کنترل از دست برود. مقامات آمریکایی تأکید کردهاند که اشتباه گذشته تکرار نخواهد شد. اینبار، نه گفتگوهای بیپایان، نه توافقهای بدون ضمانت، و نه انکارهای پوچ تهران، مانع تصمیمهای سخت نخواهند شد. دو ماه پیشرو، آخرین فرصت برای جلوگیری از ورود ایران به یک رویارویی نظامی بالقوه است—رویاروییای که نتیجه آن نه فقط تخریب زیرساختهای هستهای، بلکه احتمالاً پایان نظامی است که در مدیریت بقا، بیش از هرچیز ناتوان و گرفتار توهم قدرت بوده است.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی
۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساختهاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment