Saturday, May 24, 2025

جمهوری اسلامی در آستانه سقوط، در بن‌بست مذاکرات رم

در پی پنجمین دور از مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده که به میزبانی سفارت عمان در رم برگزار شد، بار دیگر روشن شد که شکاف‌های بنیادین میان دو طرف، عمیق‌تر از آن است که با دیپلماسی سطحی یا توافقات موقت پوشانده شود. اگرچه این مذاکرات بدون دستیابی به نتیجه قطعی پایان یافت، اما واقعیت‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتیِ پیرامون ایران، صحنه را به‌گونه‌ای ترسیم کرده که آمریکا نه‌تنها عجله‌ای برای رسیدن به توافق ندارد، بلکه گذر زمان را ابزار فشار مؤثرتری می‌بیند. آنچه بیش از پیش آشکار شده، موقعیت شکننده و بحرانی جمهوری اسلامی است که خود را در برابر موجی از فشارهای داخلی و خارجی، عملاً بی‌پناه یافته است. ایالات متحده، برخلاف تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی، در موضع قدرت قرار دارد. نه فقط به دلیل برتری نظامی یا اقتصادی، بلکه به‌خاطر آن‌که ساختار حاکم بر ایران درگیر مجموعه‌ای از بحران‌های مزمن و عمیق شده که هر کدام به تنهایی می‌توانند یک نظام سیاسی را به زانو درآورند. ناتوانی حکومت در مدیریت اقتصاد، فساد ساختاری، وابستگی به رانت نفتی، و تمرکز منابع بر مداخلات منطقه‌ای، عملاً کشور را در وضعیت نیمه‌فلج قرار داده است. در همین چارچوب، اعتصابات سراسری کامیون‌داران، نانوایان و دیگر اقشار تولیدی کشور به‌خوبی نشان می‌دهد که بحران اقتصادی فراتر از اعداد و آمار رسمی، به نقطه انفجار اجتماعی نزدیک شده است. کامیون‌داران با گرانی بی‌سابقه سوخت، کمبود قطعات یدکی و دستمزدهای معوق، در چندین استان کلیدی کشور اعتصاب کرده‌اند و شبکه لجستیک ملی را عملاً مختل کرده‌اند. از سوی دیگر، نانوایان با افزایش قیمت آرد، حذف یارانه‌ها و فشارهای مضاعف انرژی، از ادامه کار بازمانده‌اند. صف‌های طولانی نان در بسیاری از شهرها، نشانه‌ای از ناتوانی رژیم در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای مردم است. از سوی دیگر، قطعی‌های مکرر برق در سطح کشور، نه فقط زندگی مردم، بلکه روند تولید، کشاورزی، فعالیت بیمارستان‌ها و حتی پدافند غیرعامل را با بحران مواجه کرده است. گزارش‌های رسمی از کاهش تولید سیمان، فولاد و کالاهای صنعتی در اثر خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌نشده حکایت دارند. کشوری که خود را در قامت یک قدرت منطقه‌ای معرفی می‌کند، امروز از تأمین پایدار برق عاجز است—و این، گویای عمق فروپاشی مدیریتی نظام است. در این فضا، جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه برنامه هسته‌ای خود پافشاری می‌کند و از واگذاری امتیازات کلیدی امتناع می‌ورزد. اما ایالات متحده به‌درستی دریافته که این لجاجت، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، برخاسته از بن‌بست سیاسی درون حاکمیت ایران است. واشنگتن بر خلاف آنچه در دوران اوباما شاهد بودیم، این‌بار رویکردی قاطع‌تر و واقع‌گراتر در پیش گرفته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه شرکت‌های واسطه در امارات، ترکیه، مالزی و هنگ‌کنگ اعمال کرده که به جمهوری اسلامی در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کردند. همچنین همکاری‌های اطلاعاتی آمریکا با اسرائیل و کشورهای عربی برای رصد فعالیت‌های اقتصادی رژیم تشدید شده است. با این حال، در کنار فشار اقتصادی، نباید از خطر نظامی نیز غافل شد. اگرچه استراتژی فعلی واشنگتن بر جلوگیری از جنگ و اعمال فشار هوشمندانه متمرکز است، اما در صورت خروج ایران از مذاکرات یا عبور از آستانه‌های خطرناک هسته‌ای، خطر درگیری نظامی به‌شدت افزایش خواهد یافت. اسرائیل بارها اعلام کرده که اجازه نخواهد داد ایران به توانمندی تسلیحات هسته‌ای برسد و تمرینات نظامی این کشور در هفته‌های اخیر، آمادگی برای اقدام نظامی را به‌وضوح نشان داده است. چنانچه اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کند، جمهوری اسلامی ممکن است در پاسخ، آمریکا را نیز درگیر کند—و این سناریو می‌تواند کل منطقه را وارد فاز جدیدی از بحران کند. در مجموع، شرایط به‌گونه‌ای است که حتی اگر مذاکرات به بن‌بست برسد، آمریکا در موضع برتر باقی خواهد ماند. جمهوری اسلامی تحت فشار فزاینده داخلی، بحران مشروعیت اجتماعی، اعتراضات مردمی، و فروپاشی زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی، بیش از هر زمان دیگری به توافق نیاز دارد. این‌بار اما، آمریکا نه با عجله، نه با ساده‌لوحی، بلکه با درک عمیق از ضعف ساختاری رژیم ایران، منتظر است تا یا رژیم به زانو درآید، یا فروپاشی‌اش از درون کامل شود. این نه نشانه جنگ‌طلبی غرب، بلکه حاصل عملکرد خود جمهوری اسلامی است که فرصت‌های دیپلماتیک گذشته را به باد داده و اکنون باید هزینه بی‌کفایتی مزمن خود را بپردازد

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...