Saturday, June 7, 2025

الهه قربانی آتش به اختیار: مسئولیت خون بر دوش خامنه‌ای است

قتل دلخراش الهه حسین‌نژاد، دختر ۲۴ ساله ایرانی، که در مسیر بازگشت به خانه و در کنار برادر معلولش توسط یک راننده اسنپ با ضربات چاقو به قتل رسید، فراتر از یک حادثه فردی یا جنایت خیابانی است. آنچه در نگاه اول می‌تواند یک اختلاف ساده در تاکسی اینترنتی تلقی شود، در واقع یکی از نتایج آشکار و خونین سیاست‌ رسمی و خطرناک نظام جمهوری اسلامی، به‌ویژه فرمان معروف «آتش به اختیار» علی خامنه‌ای است. روایت‌های رسمی از ابتدای ماجرا تلاش کرده‌اند انگیزه قتل را به عواملی مانند سرقت موبایل یا انگیزه جنسی نسبت دهند. اما روایت‌های شاهدان، خانواده مقتول، و بررسی‌های شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که قاتل فردی مذهبی، از طرفداران نظام و رهبر آن بوده و در پی اعتراض الهه به تذکر حجاب و ضبط ویدیو از رفتار او، به خشم آمده و مرتکب قتل شده است. این تضاد بین روایت رسمی و واقعیت میدانی، نشانه روشنی از تلاشی هدفمند برای پنهان‌سازی ریشه‌های ایدئولوژیک این جنایت است. خامنه‌ای در سخنرانی تیرماه ۱۳۹۶ خود رسماً به هوادارانش فرمان داد که در صورت «اختلال در سیستم‌های رسمی فرهنگی»، آتش به اختیار عمل کنند. این فرمان هرچند در ظاهر به حوزه فرهنگ محدود شد، اما در ساختار جمهوری اسلامی و فرهنگ سیاسی آن، پیامی ضمنی و حتی علنی داشت: اجازه دخالت، تذکر، فشار و اقدام مستقیم علیه آنچه ارزش‌های جمهوری اسلامی نمی‌داند. بدین ترتیب، شماری از هواداران دوآتشه رهبر، با توجیه دینی، خود را مجاز به برخورد با شهروندان می‌دانند؛ برخوردهایی که در مواردی مانند قتل الهه، از حد خشونت کلامی یا فیزیکی فراتر رفته و به حذف فیزیکی انجامیده است. ماجرای الهه حسین‌نژاد در امتداد همان زنجیره جنایاتی قرار دارد که با مهسا امینی آغاز شد و با حدیث نجفی، نیکا شاکرمی، و صدها زن و مرد معترض دیگر در اعتراضات سراسری ادامه یافت. تفاوت در آن است که در این مورد، قاتل نه یک مأمور رسمی، بلکه یک «مأمور خودخوانده» و تربیت‌شده نظام بود؛ فردی که ایدئولوژی حاکم در او نهادینه شده، و خشونت را نه‌تنها مشروع، بلکه واجب دینی تلقی می‌کند. نمی‌توان مسئولیت این جنایت را صرفاً بر گردن یک فرد با چاقو انداخت. فردی که به‌طور خودسرانه اقدام می‌کند، اما توسط نظامی که او را آموزش داده، تحریک کرده، و مشروعیت بخشیده، حمایت ایدئولوژیک شده است. وقتی رهبر جمهوری اسلامی، به‌جای دعوت به قانون‌گرایی و حاکمیت نظم، ترویج «آتش به اختیار» می‌کند، او مستقیماً مسئول فضایی است که در آن هر شهروندی می‌تواند مأمور، قاضی، و جلاد همزمان باشد. با وجود بازداشت قاتل، افکار عمومی هنوز پاسخ روشنی نگرفته است. چرا روایت‌های رسمی تناقض دارند؟ چرا از ابتدا سعی در منحرف کردن افکار عمومی وجود داشت؟ چرا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی که در موارد مشابه با سرعت احکام اعدام صادر می‌کند، در این‌جا با احتیاط و محافظه‌کاری برخورد می‌کند؟ آیا به‌خاطر آن‌که قاتل از «خودی‌ها» بوده است؟ این سؤالات بی‌پاسخ باقی مانده‌اند، اما یک چیز روشن است: در جمهوری اسلامی، خون دختران بی‌پناه نه از سر بدشانسی، بلکه در امتداد سیاست‌های رسمی ریخته می‌شود. قتل الهه حسین‌نژاد را باید به عنوان زنگ خطری جدی تلقی کرد. این قتل نه صرفاً یک جنایت، بلکه محصول مستقیم سیاست‌های رسمی رهبری نظام است. علی خامنه‌ای نه تنها با فرمان آتش به اختیار، که با سکوت خود در برابر فجایع مشابه، مسئول ایجاد فضای ارعاب و خشونت در جامعه است. اگر جامعه مدنی ایران و نهادهای بین‌المللی نسبت به چنین خشونت‌هایی بی‌تفاوت بمانند، باید منتظر تکرار این جنایات، در ابعاد گسترده‌تر بود. نظامی که مشروعیت خود را از سرکوب، ارعاب و حذف مخالفان می‌گیرد، هرگز در برابر خون بی‌گناهان پاسخگو نخواهد بود؛ مگر آن‌که مردم، تاریخ و وجدان بیدار جهانیان، او را مجبور به پاسخگویی کنند

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...