Sunday, June 15, 2025
آیا ترور خامنهای سناریوی محتمل در راهبرد نهایی اسرائیل است؟
در حالیکه ایران و اسرائیل وارد چهارمین روز از یک جنگ تمامعیار شدهاند، دیگر هیچ ابهامی در ماهیت این درگیری باقی نمانده است. آنچه زمانی تهدید، حمله نیابتی، یا مانور سیاسی خوانده میشد، امروز به جنگی واقعی بدل شده است که طی آن اسرائیل در روز اول، ضربهای سنگین به ساختار نظامی جمهوری اسلامی وارد کرد و تقریباً تمامی فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران را هدف قرار داد و از میان برداشت. این حمله، از نظر وسعت و دقت، بیسابقه بود و بهوضوح نشان داد که تلآویو در این جنگ بهدنبال انهدام کامل ساختار نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی است، نه صرفاً بازدارندگی یا گرفتن امتیاز سیاسی.
در این فضا، سناریوی ترور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، دیگر یک احتمال دور از ذهن نیست، بلکه از نظر راهبردی، به گزینهای منطقی برای تکمیل طرح فروپاشی رژیم تبدیل شده است. جمهوری اسلامی سالها با تکیه بر شخص خامنهای و اقتدار بیت رهبری، شکافهای درونیاش را سرپا نگه داشته و عملاً نوعی دیکتاتوری فردمحور را جایگزین نظام نهادمند کرده است. اما حالا که ستون نظامی فروپاشیده، آیا زمان آن نرسیده که رأس هرم نیز هدف قرار گیرد؟
اسرائیل با این حمله اولیه نشان داد که از مرزهای سنتی سیاست عبور کرده و بهدنبال پیروزی مطلق است. نابودی یکباره فرماندهان سپاه، در کنار حمله به زیرساختهای مخفی هستهای، نه تنها رژیم را به حالت شوک برد، بلکه به مردم ایران هم فهماند که حتی قدرت امنیتیِ مدعیِ نفوذ منطقهای، میتواند ظرف چند ساعت بیدفاع بماند. اکنون تنها عاملی که هنوز نماد انسجام حکومت است، شخص خامنهای است؛ فردی که با وجود کهولت سن، همچنان محور قدرت و فرماندهی است.
در ساختار جمهوری اسلامی، جانشینی مشخص و مشروع وجود ندارد. خامنهای عملاً جایگزینی تربیت نکرده، و اگر هم در خفا کسی مثل مجتبی خامنهای را در نظر داشته باشد، او نه مقبولیت اجتماعی دارد، نه پایگاه رسمی. در چنین شرایطی، مرگ یا ترور رهبر میتواند نظام را وارد مرحلهای از فروپاشی سیاسی کند که حتی سرکوب و سانسور هم قادر به کنترل آن نباشند.
برخی مقامات اسرائیلی پیشتر اعلام کرده بودند که در صورت ادامه تهدیدات مستقیم ایران، تلآویو “کاری را خواهد کرد که لازم است”. حالا که جنگ آغاز شده و دیوار ملاحظات فروریخته، این سؤال بهدرستی مطرح میشود که: آیا خامنهای هدف بعدی است؟
در داخل ایران نیز جامعه در مرز انفجار است. انزجار عمومی از فساد، فقر، تبعیض، و سرکوب، مانند آتشی زیر خاکستر است. سقوط خامنهای میتواند دقیقاً همان جرقهای باشد که این آتش را شعلهور کند. برخلاف پروپاگاندای رسمی، مردم خامنهای را نه “رهبر ملی”، بلکه مسبب و نماد همه بدبختیها و فاجعهها میدانند.
از سوی دیگر، آنچه در رسانههای جهانی کمتر بازتاب مییابد، حقیقتی دردناک است: بقای جمهوری اسلامی، دیگر نه فقط تهدیدی برای مردم ایران، بلکه یک عامل ناامنی مزمن برای کل منطقه شده است. حمایت از گروههای نیابتی، صدور خشونت، باجگیری هستهای، و تلاش برای تحمیل ایدئولوژی دینی در فراتر از مرزها، مسیری است که تنها با یک ضربه مهار میشود—و چه ضربهای مؤثرتر از حذف مغز متفکر این ماشین خشونت؟
در این سه روز نخست جنگ، اسرائیل نشان داده است که اهل تردید نیست. اگر تا دیروز مخالفت آمریکا یا ملاحظات حقوقی مانع از اقدام به ترور خامنهای میشد، اکنون با توجه به آغاز رسمی جنگ، بسیاری از این خطوط قرمز عملاً بیاثر شدهاند. بازی وارد مرحلهای شده که قواعد قدیمی دیگر در آن معنا ندارد.
اکنون بسیاری از ناظران میپرسند: اگر فرماندهان سپاه در روز اول حذف شدند، اگر زیرساختهای حساس هستهای فلج شدند، چرا نباید رأس رژیم نیز هدف قرار گیرد؟ پاسخ این پرسش، شاید نه در تحلیلهای دانشگاهی، بلکه در جلسات بسته ستاد ارتش اسرائیل در تلآویو نوشته شود. اما آنچه مسلم است، اگر قرار باشد این جنگ، پایان واقعی جمهوری اسلامی باشد، ضربه نهایی باید به جایگاه رهبری وارد شود—جایی که همه تارهای این عنکبوت سرکوب به آن ختم میشود.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی
۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساختهاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment