Friday, June 13, 2025

پس از حملات اسرائیل؛ آیا ایران از موضع شکست به میز مذاکره بازخواهد گشت؟

حمله بی‌سابقه اسرائیل به مراکز حساس در خاک ایران که به کشته شدن ده‌ها تن از فرماندهان ارشد سپاه و دانشمندان برنامه هسته‌ای منجر شد، موجی از شوک، سردرگمی و نگرانی را در فضای سیاسی و امنیتی کشور و منطقه ایجاد کرده است. این حمله که به‌صورت هم‌زمان چند نقطه کلیدی در تهران، کرج و اطراف اراک را هدف قرار داد، از همان ساعات اولیه بامداد امروز، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی و حتی داخلی پیدا کرد. برای نخستین بار پس از سال‌ها، رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز ناچار شدند بخش‌هایی از واقعیت را منتشر کنند، هرچند با زبانی کنترل‌شده و بیانی کلی. پوشش رسانه‌ای گسترده این حمله، همراه با پیامدهای سنگین آن، بر همگان آشکار کرده که جمهوری اسلامی در برابر موجی از قدرت اطلاعاتی، نظامی و روانی قرار گرفته که فراتر از ظرفیت مقابله‌اش است. واکنش مقامات ایرانی، محدود به بیانیه‌های متناقض و وعده‌های تلافی آینده شده؛ وعده‌هایی که نه افکار عمومی داخل را قانع می‌کند و نه دشمنان خارجی را نگران. این وضعیت، بیش از هر چیز، نشانه‌ای از فقدان راهبرد، ضعف در بازدارندگی، و شکنندگی ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی است. در این شرایط، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده که در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش قرار دارد، بار دیگر تأکید کرده که آماده مذاکره با ایران است، اما این‌بار در موقعیتی کاملاً متفاوت: از موضع یک قدرت پیروز. ترامپ که سیاست فشار حداکثری خود را ادامه داده و حالا با اهرم نظامی اسرائیل آن را تکمیل کرده، هیچ دلیلی نمی‌بیند که امتیازی بدهد. به‌نظر می‌رسد هدف او از ابتدا نه فقط مهار جمهوری اسلامی، بلکه وادار کردن آن به تسلیم گام‌به‌گام بوده است — و حالا لحظه برداشت فرا رسیده. اگر جمهوری اسلامی امروز تصمیم به مذاکره بگیرد، این بازگشت دیگر نه حرکتی دیپلماتیک، بلکه تلاشی برای بقا خواهد بود. مهره‌های کلیدی‌اش ترور شده‌اند، شبکه اطلاعاتی‌اش آسیب دیده، توان مقابله‌اش محدود شده، و مشروعیت داخلی‌اش در میان مردم به‌شدت فرسایش یافته. به میز مذاکره برگشتن در چنین شرایطی، در واقع نشستن در جلسه‌ای است که طرف مقابل همه شرایط را نوشته و فقط منتظر امضاست. توقف برنامه موشکی، عقب‌نشینی منطقه‌ای، نظارت کامل و دائمی بر تأسیسات هسته‌ای و امتیازات اقتصادی به نفع آمریکا، بخشی از شروطی است که احتمالاً مطرح خواهند شد. در این میان، آنچه سکوت تلخ چین و روسیه نامیده می‌شود، در واقع سیاست هوشیارانه این کشورهاست برای حفظ منافع خود و پرهیز از درگیری با غرب. نه روسیه، که خود گرفتار جنگ در اوکراین است، و نه چین، که نگران تبعات اقتصادی هرگونه تنش نظامی است، حاضر نیستند برای جمهوری اسلامی بهای سنگینی بپردازند. این واقعیت، توهم “محور شرق” را به‌شدت زیر سؤال برده و نشان داده که در عرصه واقعیت، منافع بر ایدئولوژی ارجح است. اکنون جمهوری اسلامی در دوراهیِ دشوار تسلیم یا نابودی ایستاده است. ادامه مسیر تقابل، می‌تواند به حملات گسترده‌تر و حتی فروپاشی ساختار نظامی و سیاسی کشور منجر شود. مذاکره، شاید به بقای محدود و کنترل‌شده منجر شود، اما در عمل یعنی پذیرش شکست. این‌بار دیگر بحث “مقاومت هوشمند” یا “نرمش قهرمانانه” نیست؛ این‌بار واقعیت سخت، بی‌پرده و شفاف است: وقتی دشمن با پهپاد و موشک به خانه‌ات رسیده، نشستن پای میز مذاکره یعنی امضای اعتراف‌نامه شکست.

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...