Friday, September 5, 2025
واقعیتهای تلخ برای چین : چرا این کشور همچنان در سایه واشنگتن است
روابط اقتصادی میان چین و ایالات متحده به نقطهای رسیده که جدایی کامل آن تقریباً غیرممکن است. چین طی دهههای گذشته بخش مهمی از رشد خود را مدیون دسترسی به بازار آمریکا و سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی بوده است. با این حال، این وابستگی متقابل بهطور متوازن عمل نکرده و در عمل واشنگتن همچنان دست برتر را دارد. صادرات چین به آمریکا در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۲۵ میلیارد دلار بود؛ رقمی نزدیک به سه درصد تولید ناخالص داخلی این کشور. هرچند این سهم به ظاهر محدود است، اما آمریکا همچنان بزرگترین مقصد کالاهای چینی محسوب میشود و هر تغییر در سیاستهای تجاری واشنگتن میتواند به سرعت اقتصاد پکن را تحت فشار قرار دهد.
در سوی دیگر، شرکتهای آمریکایی در چین نیز به درآمدهای چشمگیری رسیدهاند. برآوردها نشان میدهد شرکتهای عضو شاخص S&P 500 سالانه بیش از ۱.۲ تریلیون دلار از بازار چین کسب میکنند؛ معادل حدود هفت درصد کل درآمدشان. فروش والمارت در چین به ۲۰ میلیارد دلار رسیده، KFC تحت مدیریت Yum China بیش از ۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ درآمد داشته، مایکروسافت حدود ۴ تا ۵ میلیارد دلار از این کشور کسب میکند و فروشندگان چینی در آمازون نیز سالانه نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار کالا به بازار جهانی عرضه میکنند. این ارقام نشان میدهد که آمریکا علاوه بر واردات، از طریق سرمایهگذاری مستقیم و حضور برندهای جهانی نیز نقشی تعیینکننده در اقتصاد چین ایفا میکند.
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده این وابستگی، سرمایهگذاری پکن در اوراق خزانهداری آمریکاست. چین امروز حدود ۷۷۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار از بدهی دولت آمریکا را در اختیار دارد. این موضوع در ظاهر به پکن قدرت میدهد، اما در واقع به یک تله مالی تبدیل شده است. اگر چین اوراق را ناگهانی بفروشد، ارزش باقی داراییهای خودش سقوط میکند. علاوه بر آن، پکن همچنان برای تثبیت نرخ ارز و تجارت جهانی به دلار وابسته است و جایگزین مطمئنی برای چنین ذخایری وجود ندارد. به این ترتیب، اوراق خزانه نه سلاحی در دست چین، بلکه برگ برندهای برای واشنگتن است که نشان میدهد حتی ذخایر ارزی پکن نیز در گرو ساختار مالی آمریکا قرار دارد.
در عرصه نظامی نیز شرایط مشابهی دیده میشود. چین در نشست سازمان همکاری شانگهای و رژههای اخیر ارتش خود تلاش کرد تصویری از قدرت رو به صعود نظامی به نمایش بگذارد. اما واقعیت این است که ارتش آزادیبخش خلق چین با وجود بودجه بالا و جمعیت عظیم، از نظر تجربه عملیاتی و کیفیت تجهیزات فاصله زیادی با ارتش ایالات متحده دارد. بسیاری از سلاحهای چین یا کپیبرداری از نمونههای قدیمی روسیاند یا هنوز در مراحل آزمایشی قرار دارند. در مقابل، ارتش آمریکا سلاحهای پیشرفتهای در اختیار دارد که بارها در میدانهای واقعی جنگ آزموده شدهاند و شبکه گستردهای از پایگاهها و متحدان نیز این برتری را تقویت میکند. به همین دلیل، رژههای پرزرقوبرق پکن بیشتر جنبه تبلیغاتی برای افکار عمومی داخلی دارد تا نمایش واقعی قدرت در سطح جهانی. نشست شانگهای نیز اگرچه صحنهای برای همگرایی نمادین چین، روسیه و برخی کشورهای همسو بود، اما نشان داد که این اتحادها هنوز جایگزینی برای وزن اقتصادی و نظامی آمریکا در نظام بینالملل به شمار نمیآیند.
در مجموع، تلاشهای چین برای دستیابی به خودکفایی اقتصادی و نظامی با موانع جدی روبهرو است. فناوریهای کلیدی همچنان در دست آمریکاست، بازار مصرف ایالات متحده بیرقیب باقی مانده، سرمایهگذاری خارجی برای چین حیاتی است و بحرانهای داخلی نظیر بدهی دولتهای محلی، رکود بازار مسکن و کاهش جمعیت فعال اقتصادی فشارهای مضاعفی بر پکن وارد کردهاند. رشد دورقمی چین دیگر تکرارشدنی نیست و پیشبینیها نشان میدهد رشد این کشور در سالهای آینده به کمتر از پنج درصد خواهد رسید. ترکیب این مشکلات ساختاری با محدودیتهای خارجی باعث میشود موتور اقتصادی و حتی ژئوپولیتیکی چین کندتر از همیشه بچرخد و علیرغم شعارهای پرطمطراق، برای سالهای طولانی آینده همچنان در سایه واشنگتن باقی بماند.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی
۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساختهاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment