Wednesday, July 15, 2026
جمهوری اسلامی؛ حکومتی که در حال منزوی کردن تنگه هرمز است
یکی از بزرگترین خسارتهایی که سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی به منافع ملی ایران وارد کرده، تنها جنگ، تحریم و انزوای بینالمللی نیست؛ بلکه این سیاستها بهتدریج یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران، یعنی تنگه هرمز، را نیز در معرض کاهش اهمیت قرار دادهاند.
برای دههها، تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان بوده است. بخش قابل توجهی از نفت و گاز کشورهای حاشیه خلیج فارس از این مسیر به بازارهای جهانی منتقل میشود و همین موضوع، جایگاه ویژهای به ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی داده بود. این موقعیت میتوانست با سیاستی مبتنی بر تعامل، ثبات و همکاری، به یک مزیت اقتصادی و سیاسی پایدار برای ایران تبدیل شود.
اما جمهوری اسلامی این سرمایه ملی را به ابزاری برای تهدید تبدیل کرد.
تهدیدهای مکرر به بستن تنگه هرمز، حمله به کشتیهای تجاری، توقیف نفتکشها، افزایش تنشهای نظامی و ایجاد بیثباتی در خلیج فارس، کشورهای عربی و قدرتهای اقتصادی جهان را به این نتیجه رسانده است که ادامه وابستگی به این آبراه، یک ریسک راهبردی است.
نتیجه این سیاست کاملاً قابل پیشبینی است؛ هرچه ناامنی بیشتر شود، انگیزه کشورهای منطقه برای توسعه خطوط لوله، بنادر، پایانههای صادراتی و مسیرهای جایگزین نیز افزایش خواهد یافت. عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عمان و دیگر کشورهای منطقه سالهاست سرمایهگذاری گستردهای را برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز آغاز کردهاند و این روند با هر بحران جدید سرعت بیشتری میگیرد.
در آینده نزدیک، با توسعه این زیرساختها و تکمیل پروژههای در دست اجرا، بخش قابل توجهی از صادرات نفت، گاز و حتی واردات کالاهای اساسی کشورهای عربی میتواند از مسیرهای دیگری انجام شود. این بدان معنا نیست که تنگه هرمز کاملاً اهمیت خود را از دست خواهد داد، اما جایگاه انحصاری و قدرت راهبردی آن بهطور محسوسی کاهش خواهد یافت.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که حکومتی که سالها از «بستن تنگه هرمز» بهعنوان یک اهرم فشار یاد میکرد، اکنون با رفتارهای خود، دیگران را به ساختن راههای جایگزین تشویق کرده است. در روابط بینالملل، هرگاه یک کشور از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان ابزار تهدید استفاده کند، سایر کشورها تلاش میکنند وابستگی خود را به آن کاهش دهند. این یک اصل شناختهشده در اقتصاد و امنیت بینالملل است.
کشورهای عربی سرمایه، فناوری و روابط بینالمللی لازم برای اجرای چنین پروژههایی را در اختیار دارند. آنها میتوانند خطوط لوله جدید احداث کنند، ظرفیت بنادر خود را افزایش دهند، مسیرهای ریلی و جادهای را توسعه دهند و تجارت خود را به سمت دریای سرخ، دریای عمان و سایر مسیرهای امنتر هدایت کنند.
در مقابل، ایران نهتنها از مزایای این تحولات بهرهای نمیبرد، بلکه ممکن است بیش از هر کشور دیگری از کاهش اهمیت تنگه هرمز آسیب ببیند؛ زیرا بخش بزرگی از قدرت ژئوپلیتیکی خود را بر همین موقعیت استراتژیک بنا کرده است.
به بیان دیگر، سیاستهای جمهوری اسلامی نهتنها کشور را درگیر جنگ، تحریم و انزوای بینالمللی کرده، بلکه در حال از بین بردن یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی ایران نیز هست. این سیاستها ممکن است در آینده نزدیک نقشه تجارت و انتقال انرژی منطقه را بهگونهای تغییر دهند که وابستگی کشورهای منطقه به تنگه هرمز بهمراتب کمتر از گذشته باشد.
این بزرگترین شکست یک سیاست خارجی است؛ حکومتی که میخواست از موقعیت جغرافیایی ایران بهعنوان ابزار فشار استفاده کند، در عمل باعث شده است دیگران برای بینیاز شدن از همان موقعیت سرمایهگذاری کنند.
تنگه هرمز سرمایهای بود که میتوانست با دیپلماسی، ثبات و همکاری، ثروت و نفوذ پایدار برای ایران ایجاد کند. اما جمهوری اسلامی آن را به ابزاری برای تهدید و بحران تبدیل کرد؛ و نتیجه چنین سیاستی چیزی جز کاهش تدریجی اهمیت راهبردی این گذرگاه و از دست رفتن یکی دیگر از مزیتهای ملی ایران نخواهد بود.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
تخریب پلها؛ تقویت سپاه یا مقدمهای برای فروپاشی جمهوری اسلامی؟
یکی از پرسشهایی که این روزها درباره حملات به پلها، جادهها و سایر زیرساختهای ایران مطرح میشود، این است که آیا چنین اقداماتی واقعاً به تض...
-
(An Anatomy of Contradiction in New York’s New Mayor) Zohran Mamdani’s election as the new mayor of New York City was widely hailed as a ...
-
Donald J. Trump was a distinctive figure in America’s public sphere from a young age — a successful businessman, a blunt speaker, and a ma...
-
در سالهای اخیر، ونزوئلا به یکی از مهمترین کانونهای توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است؛ نه فقط به دلیل منابع عظیم نفتی و جایگاه ژئوپل...
No comments:
Post a Comment