Wednesday, June 11, 2025

جنگ پیش‌رو؟ نگاهی به تحلیل‌های غربی درباره جمهوری اسلامی و احتمال حمله نظامی

در هفته‌های اخیر، تحلیل‌های متعددی درباره احتمال وقوع یک جنگ محدود یا گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا یا اسرائیل در محافل بین‌المللی و رسانه‌ای مطرح شده است. بر اساس آنچه از منابع تحلیلی معتبر شنیده می‌شود، می‌توان نشانه‌هایی جدی از تغییر نگرش راهبردی غرب نسبت به جمهوری اسلامی مشاهده کرد؛ نگرشی که دیگر بر پایه مهار، مذاکره یا توافق استوار نیست، بلکه به‌وضوح به‌سمت براندازی هدفمند و طراحی‌شده پیش می‌رود. در این نگاه، جمهوری اسلامی نه یک بازیگر عادی منطقه‌ای، بلکه تهدیدی بنیادین برای ثبات خاورمیانه و حتی صلح جهانی ارزیابی می‌شود. اسرائیل به‌ویژه، جمهوری اسلامی را تهدیدی «وجودی» می‌داند؛ تهدیدی که نه‌فقط از مسیر برنامه هسته‌ای، بلکه از طریق حمایت گسترده از گروه‌های نیابتی در چندین کشور منطقه، توانسته نفوذ و بحران‌آفرینی فرامرزی ایجاد کند. حمایت بی‌پرده از حزب‌الله، حوثی‌ها، شبه‌نظامیان عراقی و نظام اسد در سوریه، همه بخشی از استراتژی‌ای است که هدف آن گسترش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی با هزینه کشورهای منطقه و به قیمت بی‌ثباتی مستمر است. در چنین شرایطی، تحلیل‌گران امنیتی اسرائیلی به این نتیجه رسیده‌اند که تنها راه توقف این روند، حذف فیزیکی و سیاسی رأس هرم قدرت در تهران است. در کنار این تهدید منطقه‌ای، هم‌پیمانی آشکار جمهوری اسلامی با روسیه در تجاوز به اوکراین نیز به عامل دیگری برای انزوای ایران تبدیل شده است. ارسال پهپادهای انتحاری به روس‌ها، آموزش نظامی نیروهای پوتین، و همراهی اطلاعاتی در جنگی که با محکومیت جهانی مواجه شده، باعث شده است که تهران عملاً در کنار یکی از متجاوزترین دولت‌های قرن بیست‌ویکم بایستد. این هم‌پیمانی نه‌تنها رابطه ایران با اروپا را کاملاً تخریب کرده، بلکه حتی کشورهای بی‌طرف و بلوک‌های سیاسی مستقل را نیز در برابر جمهوری اسلامی قرار داده است. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی بیشتر شبیه به یک رژیم طردشده و منفور جهانی شده تا یک بازیگر قابل گفت‌وگو. در این چارچوب، سناریویی که این روزها در بسیاری از اتاق‌های فکر و مراکز تصمیم‌سازی در حال بررسی است، مبتنی بر حمله‌ای سریع، محدود و بسیار هدفمند به مراکز حیاتی قدرت در ایران است. هدف این حمله نه اشغال سرزمینی، بلکه نابودی رأس نظام: بیت رهبری، فرماندهی سپاه و مراکز امنیتی و اطلاعاتی است. تحلیل‌گران غربی بر این باورند که اگر ساختار فرماندهی سرکوب در ایران فروبپاشد، جامعه ناراضی ایران خود به خیابان خواهد آمد و پروژه سقوط را تکمیل خواهد کرد. این فرضیه که به‌شکلی قابل توجه با الگوی لیبی و عراق شباهت دارد، اکنون به‌عنوان یک گزینه قابل اجرا بر میز سیاست‌گذاران غربی قرار گرفته است. تفاوت اینجاست که ایران کشوری با بافت اجتماعی پیچیده‌تر و زیرساخت‌های امنیتی سخت‌تری است، اما نارضایتی عمومی، بحران اقتصادی، فرسایش اعتماد عمومی و انزجار اجتماعی از جمهوری اسلامی، احتمال موفقیت چنین سناریویی را در نگاه طراحان غربی افزایش داده است. مسئله اینجاست که جمهوری اسلامی نه‌تنها ناتوان از اصلاح خود است، بلکه عملاً اراده‌ای برای پذیرش سازوکارهای عقلانی جهانی نیز ندارد. عملکرد نظام در سرکوب اعتراضات، کشتار معترضان، فساد ساختاری، سوءمدیریت گسترده، و دشمنی دائمی با جامعه جهانی، باعث شده حتی کسانی که زمانی به امکان اصلاح در درون سیستم امیدوار بودند، امروز به براندازی باور پیدا کنند. برای غرب، توافق با حکومتی که پشت میز مذاکره لبخند می‌زند و هم‌زمان در خیابان‌های خود مردم را با گلوله می‌زند، دیگر معنا ندارد. اینجاست که تغییر رژیم، نه به‌عنوان رؤیا یا پروژه‌ای غیرواقع‌گرایانه، بلکه به‌عنوان گزینه‌ای «امنیتی و کم‌هزینه‌تر از تداوم وضع موجود»، وارد محاسبات شده است

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...