Friday, September 26, 2025

جمهوری اسلامی زیر فصل هفتم؛ میراث خطاهای خامنه‌ای و سایه سقوط

فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد یکی از صریح‌ترین ابزارهای حقوقی در نظام بین‌الملل است که برای برخورد با کشورهایی به‌کار می‌رود که امنیت و صلح جهانی را تهدید می‌کنند. اینکه جمهوری اسلامی امروز بار دیگر ذیل این فصل قرار گرفته، نه یک حادثه ناگهانی بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های فاجعه‌بار و لجاجت‌های بی‌پایان نظام و شخص علی خامنه‌ای است. طی دو دهه گذشته رهبر جمهوری اسلامی فرصت‌های متعددی برای عادی‌سازی روابط ایران با جهان داشت، اما هر بار با انتخاب مسیر تقابل، کشور را به سمت انزوا، تحریم و فروپاشی اقتصادی سوق داد. تجربه عراق در دهه ۹۰ و لیبی در ۲۰۱۱ نشان داد که وقتی کشوری ذیل فصل هفتم می‌رود، در عمل به‌عنوان تهدیدی علیه صلح جهانی برچسب می‌خورد و این برچسب به معنای چراغ سبز جامعه جهانی برای اعمال فشارهای فلج‌کننده و حتی اقدام نظامی است. جمهوری اسلامی نیز دقیقاً در همین مسیر قدم گذاشته و تنها تفاوتش آن است که در طول این سال‌ها با تبلیغات ایدئولوژیک تلاش کرده شکست‌ها را «مقاومت» جلوه دهد. خامنه‌ای و دستگاه امنیتی‌اش با نابخردی سیاسی، منافع ملی ایران را قربانی جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و موشکی کرده‌اند و امروز نتیجه آن بازگشت تحریم‌های تسلیحاتی، مالی و بانکی سازمان ملل است؛ تحریم‌هایی که نه تنها حکومت را بلکه زندگی روزمره مردم ایران را به نابودی می‌کشاند. برخلاف ادعای مقامات، این تحریم‌ها دشمنی ذاتی جهان با ایران نیست، بلکه واکنشی به بی‌اعتمادی و نقض تعهدات توسط خود جمهوری اسلامی است. خامنه‌ای با اصرار بر «سیاست مقاومت» کشور را به بن‌بست کشانده و نتیجه آن این است که ایران در کنار کره شمالی و عراق صدام حسین در فهرست کشورهایی قرار گرفته که به صلح جهانی تهدید محسوب می‌شوند. این جایگاه برای ملتی با تاریخ و تمدن ایران یک سقوط تحقیرآمیز است که مسئول اصلی آن شخص رهبر جمهوری اسلامی است. بازگشت تحریم‌ها تنها بعد اقتصادی ندارد؛ از منظر حقوق بین‌الملل جمهوری اسلامی اکنون رسماً یک «تهدید امنیتی» شناخته شده است و این به معنای باز شدن دست قدرت‌های منطقه‌ای برای اقدامات سخت‌تر است. اسرائیل سال‌هاست برنامه هسته‌ای ایران را خطری وجودی می‌خواند و بارها با عملیات خرابکارانه و حملات سایبری نشان داده که در نابودی این برنامه تردید ندارد. حالا که ایران ذیل فصل هفتم است، اسرائیل بیش از هر زمان دیگری دست باز دارد تا با توجیه حقوقی و سیاسی به اقدام مستقیم نظامی دست بزند. خامنه‌ای که سال‌ها با شعارهای پوچ و ضداسرائیلی برای خود مشروعیت ساخته بود، امروز کشور را در وضعیتی قرار داده که نه تنها تأسیسات هسته‌ای، بلکه تمام زیرساخت‌های اقتصادی و امنیتی‌اش در تیررس حمله قرار دارند. سیاست‌های ماجراجویانه و دشمن‌تراشی‌های بی‌پایان، همان بلایی را سر جمهوری اسلامی آورده که صدام حسین و معمر قذافی با لجاجت‌های مشابه تجربه کردند؛ سقوط در انزوا، تحریم، و نهایتاً باز شدن راه برای براندازی. تحلیل شرایط کنونی نشان می‌دهد که آینده جمهوری اسلامی پس از فعال شدن مکانیزم ماشه به شدت بحرانی است. اقتصاد ایران زیر بار تحریم‌های تازه بیشتر فروخواهد پاشید، نارضایتی‌های مردمی افزایش می‌یابد و فشار خارجی به نقطه‌ای می‌رسد که حتی حامیان سنتی نظام نیز از ادامه حمایت عاجز خواهند ماند. در چنین شرایطی، احتمال حمله نظامی اسرائیل به‌ویژه علیه مراکز هسته‌ای به شدت بالا می‌رود و از آنجا که رژیم مشروعیت بین‌المللی خود را از دست داده، اعتراض جهانی چندانی نیز به چنین حمله‌ای نخواهد شد. آنچه خامنه‌ای سال‌ها از آن به‌عنوان «قدرت بازدارندگی» یاد می‌کرد، امروز بهانه‌ای برای مشروعیت بخشیدن به فشار و حمله خارجی شده است. او که باید در طول این سال‌ها با تدبیر و عقلانیت کشور را از سایه جنگ دور می‌کرد، با سیاست‌های کینه‌توزانه و بی‌منطق خود ایران را دقیقاً به آستانه همان خطری برده است که ظاهراً می‌خواست مانع آن شود. به بیان دیگر، خامنه‌ای با اصرار بر سیاست‌های ماجراجویانه و بی‌اعتنا به منافع ملی، مهم‌ترین تهدید برای بقای جمهوری اسلامی و حتی امنیت و رفاه مردم ایران شده است. سرنوشت رژیمی که بار دیگر ذیل فصل هفتم رفته، چیزی جز سقوط تدریجی و احتمال فروپاشی سریع در پی فشارهای خارجی و داخلی نخواهد بود و این نتیجه مستقیم حاکمیتی است که سال‌ها عقلانیت و فرصت‌های تاریخی را قربانی جاه‌طلبی و ایدئولوژی کرده است

No comments:

Post a Comment

اصول کلی آمادگی در شرایط بحران یا حمله احتمالی

۱. آمادگی برای قطع برق، آب و گاز در هر درگیری نظامی، اولین آسیب معمولاً به زیرساخت‌هاست. بنابراین: • آب آشامیدنی ذخیره کنید: حداقل برای ...